|
پرستش جاودان چشمان آسمانی
| ||
|
سلامی به گرمی اون افتابی که قراره به زودی طلوع کنه بالاخره این تعطیلات هم تموم شد و دیگه تا عید نوروز تعطیلی درست و حسابی نداریم.توی این چند روز تعطیلی ما یه مهمون داشتیم........بله عمو کوچیکه(عمو کمال) مهمون ما بود ..خیلی خیلی به من خوش گذشت جای همه خالی کلی با هم رفتیم بیرون و من حسابی بهم خوش گذشت (البته امیدوارم به عمو کمال هم اینقدر خوش گذشته باشه)./یک روز هم رفتیم برف بازی..البته برف بازی اونجوری نه چون خیلی خیلی خیلی سرد بود و ممکن بود من سرما بخورم این اولین بار بود که در برف قدم میذاشتم هر وقت برف اومده از ترس سرماخوردگی یا اصلاازخونه بیرون نرفتم یا با ماشین رفتیم و من از نزدیک برف رو ندیدم .....خیلی حس قشنگی بود کلی ذوق کردم و همش برفا رو به مامانم نشون میدادم و میخندیدم ..البته ناگفته نماند خیلی سردم شد از نوک دماغم پیداست برا همین خیلی بازی نکردیم
[ چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٠ ق.ظ ] [ مامان سمین ]
|
![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||